تبلیغات
رسول رضایی - خانم پرستار!
مثلا من-نشر مایا

خانم پرستار!
کمی الکل در سِرٌم بریز

بر پوستم بِکِش
ناخن هایت را
رگ هایم را بشکاف
و کمی الکل بپاشان به متن
که
استعاره ها
تلو
تلو
تلو
لو بروند

رگ هایم را بشکاف
و آن رود خانه ی تنها را بیرون بیاور

خانم پرستار!
بر پوستم بِکِش
ناخن هایت را
رگ هایم را بشکاف
و 
کوزه
کوزه
شراب را لای پوست لاغرت پنهان کن

هزار "براهنی" در سینه ام آه می کشد
در "خویشتن"تنها بودم
در "خویشتن"تنها بودیم
تا
صدای نازک یک زن
تنهایی مان را هزار برابر کرد

خانم پرستار!
این بار ناخن هایت را آرام روی پوستم بکش
و حرارت این کوره را بیشتر کن

از لرزش شانه هایم
از سرخی صورتم
از سنگینی دست هایم
مستی را بتکان!

تاویل دوست داشتن درد است و درد
و همیشه باید به چیزی از جنس زخم
به چیزی از جنس الکل
فکر کنم

‫#‏رسول_رضایی‬




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 تیر 1395 توسط رسول رضایی:
    

VPN prices

قالب وبلاگ