تبلیغات
رسول رضایی - همه ی ما نوبت اندوه داشتیم
مثلا من-نشر مایا

  از دور کسی می آید

اندوه ترانه ای کوردی در زنانگی صدایش موج می زند

چشم هایش مصرانه زیباست

باید از خواب بیرون بزنم

و از دور لبهایش را ...

و از دور دست هایش را ...

و از دور  ...

دور ...

صبح،حبس شده در سرزمینی دیگر

سوم شخص مفرد من رفته است

و این عزا

از پیراهن من شروع می شود.

 

 

 

پ-ن: همه ی ما نوبت اندوه داشتیم ...




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 اردیبهشت 1394 توسط رسول رضایی:
    

VPN prices

قالب وبلاگ